محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5047

تاريخ الطبرى ( فارسي )

آنچه خواهد بود تا به روز رستاخيز در آنست . اگر مهمى پيش آمد در دفتر بزرگتر بنگر . اگر آنچه را كه مىخواهى به دست آوردى كه بهتر و گر نه دفتر دوم و سوم ( تا به هفتم رسيد ) اگر مشكل بماند جزوهء كوچك را بنگر كه هر چه را بخواهى در آن مىيابى و گمان ندارم چنين كنى . « اين شهر را بنگر ، مبادا از آن به جاى ديگر روى كه خانه و محل عزت تو است . در آن چندان مال براى تو فراهم كرده‌ام كه اگر ده سال خراج تو نقصان يابد براى مقرريهاى سپاه و مخارج و مقررى فرزندان و مصالح مرزها كفايت مىكند ، آن را محفوظ بدار كه تا وقتى بيت المال تو معمور باشد پيوسته نيرومند باشى و گمان ندارم چنين كنى . « در بارهء مردم خاندانت به تو سفارش مىكنم كه محترمشان دارى و تقدمشان دهى و با آنها بسيار نكويى كنى و كارشان را بزرگ دارى و بر مردم تسلط دهى و به منبرهاشان گمارى كه عزت تو در عزت آنهاست و نام نيكشان از آن تست و گمان ندارم چنين كنى . « غلامان خويش را بنگر و با آنها نيكى كن و تقرب ده و فزونشان كن كه اگر سختىاى رخ دهد مايهء قوت تواند و گمان ندارم چنين كنى . « در بارهء مردم خراسان به تو سفارش نيك مىكنم كه آنها ياران و شيعيان تواند كه اموال خويش را در كار تو و خونهاى خويش را براى دفاع از تو بذل كرده‌اند . كسانى هستند كه محبت تو از دلهاشان بيرون نمىرود سفارش مىكنم كه با آنها نيكى كنى و از بدشان درگذرى و اعمالشان را پاداش دهى و هر كس از آنها در گذشت كسان و فرزندان وى را سرپرستى كنى و گمان ندارم چنين كنى . « مبادا از يكى از مردم بنى سليم كمك بخواهى و پندارم كه چنين مىكنى . مبادا زنان را در مشورت خويش دخالت دهى و پندارم كه چنين مىكنى . » راوى ديگر بجز هيثم گويد : منصور هنگامى كه سوى مكه حركت مىكرد